تبليغاتX
*** تالاسمی ***

تالاسمی و مسائل آن (برای حمایت از عزیزان تالاسمی شهرستان رامسر)

قرص جديد«اسورال» براي بيماران تالاسمي,3هزار تومان!!!!!!!

 

 

داروي خوراكي «اسورال Osveral» جديد ترين داروي توليد ايران براي تسهيل دفع آهن در بيماران تالاسمي هم اكنون در بازار دارويي كشور با قيمت حداكثر 3 هزار تومان(30 هزار ريال) به فروش مي رسد.

توليد كننده «اسورال» در كشور با اعلام اين خبر، اطلاعات نادرست منتشر شده توسط برخي نشريات درباره قيمت اين دارو را رد كرد.

اين گزارش تاكيد مي كند، هر چند آزمايشات تخصصي در داخل كشور و مجامع علمي خارج از كشور مويد تشابه كامل كيفي داروي اسورال با داروي مشابه خارجي است، اما داروي اسورال با قيمت حدود يك دهم قيمت داروي خارجي، در اختيار بيماران قرار مي گيرد.

قرص اسورال در 3 اندازه 125، 250، 500 ميلي گرمي به ترتيب به قيمت 7500، 15000، 30000 ريال در بازار داروي كشور عرضه مي شود.

اين دارو به شكل خوراكي و يك بار در روز قابل مصرف است و جايگزين مناسبي براي داروي تزريقي دسفرال مي باشد.ساخت ماده موثر و توليد داروي «دفراسيروكس» با نام اختصاصي اسورال Osveral پس از سه سال فعاليت محققان ايراني در مراكز دانشگاهي و تاييد مراكز علمي داخل و خارجي كشور و همچنين وزارت بهداشت كشورمان، توسط شركت داروسازي اسوه به توليد انبوه و صنعتي رسيد و براي درمان بيماران تالاسمي كه هر روز با درد و رنج تزريق دسفرال روبه رو بودند، در اختيار وزارت بهداشت و درمان قرار گرفته است.

 

منبع:

روزنامه دنياي اقتصاد3/4/ <  شماره 1552 <87صفحه29 (جامعه)

لينك خبر: http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1643945

 

 

مطلب فوق رو براي اطلاع بيشتر از وضعيت و نحوه توزيع اين دارو در كشور براي شما گذاشتم.

قضاوت باقي قضايا رو به عهده خودتون مي زارم... !

اينكه آيا اين دارو از كيفيت و اطمينان كافي برخوردار هست يا نه؟!

 و اينكه آيا واقعاً اين قيمت منصفانست؟؟ و يك فرد تالاسمي توانايي پرداختش رو داره ؟!

در هر صورت اميدواريم هر اتفاقي كه ميفته اتفاق خوبي باشه براي جامعه تالاسمي و مايه رفاه و آرامش اين دوستان، كساني كه تموم عمرشون رو با رنج هاي مختلف سپري مي كنند...

و در چند جمله حرف اصلي اين جامعه مظلوم به مسئولين امر:

مسئولين محترم! تالاسمي به اندازه كافي مشكلات مختلف اعم از جسمي و روحي داره تورو خدا ديگه نزاريد مشكلات ديگه مثل نگراني از ورود داروهاي جديد و ناشناخته و همچنين مشكلات مالي و دغدغه تأمين دارو كمرشو بيش از اين بشكنه و خردش كنه!!!

 

|+| نوشته شده توسط فاطمه(یک تالاسمی) در شنبه 15 تیر1387 ساعت 17:40 |
18 اردیبهشت××دست نوشته های من- فاطمه(یک تالاسمی)××

قبل از هر چیز جا داره که 18 اردیبهشت رو به جامعۀ عزیز و پر صلابت تالاسمی تبریگ بگم و امیدوارم که همیشه و در کنار هم شاد و سرزنده و پیروز باشند و مثل همیشه ثابت کنند که می توانند و  این توانایی را به همگان نشان خواهند داد.

زیرا خواستن توانستن است و شعار همیشگی ما که:

setareh* می مانیم چون می خواهیم *setareh

بنده به مناسبت این روز دل نوشته هایی رو آماده کردم که تقدیم می کنم.

باشد که بشنوند آنان که باید بشنوند...

 

 

 

setareh به نام خالق مهر setareh

روزگاري بود كه مشكلات يك تالاسمي  به مسائل درماني اعم از عدم تشخيص مناسب ناشي از پايين بودن سطح علمي جامعه ،كمبود دارو و وسائل مصرفي مورد نياز ختم مي شد كه اين مشكلات به نوبة خود زمينه ساز مشكلات ديگري نيز بود.

مشكلاتي كه هرگز از ذهن افراد تالاسمي و خانواده هاي عزيزشان پاك نخواهد شد. از نبود پمپ دسفرال و تزريق هاي  زجر آور عضلاني گرفته تا پيمودن مسافت هاي طولاني و ساعت ها انتظار براي تهيه خون...

تالاسمي همه اين را تحمل و پشت سر گذاشته است و امروزه در اين جامعه به زندگي خويش ادامه مي دهد و همواره مي كوشد و مي جنگد...

آري جنگ!... جنگي بس عظيم و پر مخاطره... اما حتي اين جنگ ها هم او را از پاي در نياورده و نخواهد آورد...

شايد انسان ها گمان مي كنند كه مشكلات و ضعف جسماني مي تواند براحتي آدمی را از پاي در آورده و آنان را به موجوداتي منزوي  و ناكارآمد تبديل كند... اما اشتباه اصلي اينجاست... اين مشكلات نه تنها تالاسمي را از پاي در نياورده بلكه او را به كوهي استوار و همچون پولادي آب ديده و مقاوم تبديل كرده كه در برابر آماج مداوم مشكلات كه همچون پتكي سنگين بر سر او كوفته مي شود تاب آورده و هيچ رخنه اي  بر پيكرة استوار او ايجاد نمي شود.

براستي بايد باور كرد كه تحمل رنج ها و مرارت هاي مداوم و جدال با آنها از انسان موجودي مقاوم و ارزشمند مي سازد و باعث مي شود تا او با كوله باري از تجربه و دانش حتي از ساير همسالان و اطرافيانش نيز برتر و موفق تر باشد.

تالاسمي امروز ديگر چندان مثل گذشته دغدغه اش تنها مشكلات درماني و دارو و مسائلي كه صرفاً به اين حيطه خلاصه مي شود نيست... علاوه بر اينها امروزه او دردي مضاعف دارد... دردي كه سر منشأش جامعه و افراد آنند... دردي كه  تحملش از تمامي سختي هايي كه او در روزگاران گذشته پشت سر نهاده نيز سخت تر و سنگين تر است و متأسفانه شايد به آساني نيز حل نشود!

جامعة تالاسمي اكنون جامعه اي جوان و پربار است... جامعه اي كه توانمند است و اين توانمندي را بارها و بارها به همگان اثبات كرده... توانمندي هايي كه شايد باورش براي ديگران چندان آسان نباشد... اما هرچه هست حقيقتيست انكار ناپذير!

اما مشكل اينجاست كه باور اين امر در جامعة امروزه چندان ميسر نيست و شايسته سالاري و توجه به كارآمدي افراد جاي خود را به ظاهر گرايي و افكار نادرست ديگر داده است...

افكاري كه باعث شده است امروزه تالاسمي براي ادامة حيات اجتماعي و زندگي روزمرة خود با مشكلات بسياري مواجه گردد.

مشكلاتي كه مهمترين آنها  عدم داشتن شغل و كاري مناسب و ازدواج مي باشد.

چرا يك تالاسمي با مراجعه به نهادها و ادارات مختلف براي پيدا كردن شغلي مناسب بجاي اينكه از حمايت آنها برخوردار شود با برخوردي زشت و تأسف بار مواجه مي گردد؟ چرا بجاي اينكه او را كه با تمامي مشكلات و موانعي كه در زندگي داشته است به اينجا رسيده و داراي تحصيلات و شخصيتي قابل ستايش بوده، حمايت و تشويق كنند، طردش مي كنند و با بهانه هاي مختلف سعي در دست به سر كردنش مي نمايند؟

چرا وقتي يك جوان تالاسمي مانند ساير جوان ها به سني مي رسد كه بايد ازدواج كند و تشكيل خانواده بدهد، از اين امر ملزوم محروم گشته و با تنش هاي فراواني روبه رو مي گردد؟ حتي گهگاه مي بينيم دو جوان كه يكي از آنها تالاسمي بوده به يكديگر علاقمند مي گردند و قصد ازدواج دارند اما وقتي خانواده ها مي فهمند كه فرزندشان به يك فرد تالاسمي علاقمند شده است به شدت مخالف كرده و بسيار خصمانه برخورد مي كنند و متأسفانه مانع اين امر گشته و فرزندشان را منصرف مي سازند؟

مگر براي داشتن يك شغل اداري و فعاليت در آن چيزي به جز نيروي تفكر و عقل و داشتن تحصيلات و علم مناسب و بلوغ اجتماعي و فرهنگي لازم است؟ آيا يك تالاسمي اين شرايط را ندارد؟ مگر قرار است كارمند يك اداره وزنه هاي 500 كيلويي را جابه جا كند كه ضعف جسماني را بهانه نموده و تالاسمي را از داشتن شغل محروم مي  كنند و مي گويند كه از عهده اش بر نمي آيد؟

و يا در مسأله ازدواج... براستي معيارهاي اصليِ داشتنِ آمادگي لازم براي ازدواج چيست؟

آيا بلوغ فكري، جسمي و اجتماعي و همچنين  تعهد، مسئوليت پذيري و استقلال لازم براي اداره يك زندگي مهمترين مسائل و معيارها براي ازدواج نيست؟ آيا تالاسمي شرايط فوق را ندارد؟

چرا دارد!... او نيز مانند انسان هاي ديگر  و چه بسا بیشتر معيارها و راندمان هاي اصلي براي داشتن شغلي مناسب و ازدواج را دارد. او نيز مي تواند ... فقط كافيست تا باور كنيم و قبول داشته باشيم...

حال بدانيد كه درد جامعة تالاسمي امروزه اينهاست نه فقط درد دارو و درمان كه آن نيز جاي خود دارد و بماند كه تالاسمي چه ها مي كشد!

اكنون مي خواهم بدانم كه آيا تالاسمي مانند ديگران حق زندگي ندارد؟ آيا او همانند سايرين مخلوق پروردگاري مهربان نيست؟ آيا او حق ندارد به آرزوها  و خواسته هايش برسد؟ آيا او عضوي از اين جامعه نيست؟ آيا او احساس ندارد؟ و در يك كلمه آيا او انسان نيست؟؟!

بياييد نوعي ديگر بنگريم، بياييد از امروز تالاسمي را قبول داشته باشيم، او را بفهميم..، دركش كنيم..، نيازها و خواسته هايش را ببينيم.. و حتي اگر اينگونه نمي توانيم باشيم لااقل عذابش ندهيم... اگر نمي توانيم كمكش كنيم دردش را نيز افزون نكنيم و در بياني ساده:

   اگر باري از دوش يك نارون كم نكرديم          دو چندان نسازيم دلتـنــگـي توسـكا را

 

  

|+| نوشته شده توسط فاطمه(یک تالاسمی) در سه شنبه 31 اردیبهشت1387 ساعت 10:58 |
روز جهانی تالاسمی و ما

 

                                             

8 ماه می مصادف با 18 اردیبهشت هر سال بنام روز جهانی تالاسمی نامگذاری شده است . هدف از نامگذاری این روز بنام این بیماری توجه بیشتر مسئولین و مردم به مسئله تالاسمی است. فراهم آمدن امکانات درمانی مطابق با استاندارد های جهانی و دستیابی به خون سالم و کافی برای همه بیماران تالاسمی و عدم تولد بیمار تالاسمی در این کشور دو هدف عمده ای است که همه افراد و سازمان های درگیر در این بیماری به آنها می اندیشند و برای دستیابی به آن تلاش می کنند. با پیشرفت علم امروزه سیمای تالاسمی تغییر کرده است. اگرچه بیمار تالاسمی دیروز کودکی ناتوان بود که عمری کمتر از بیست سال را تجربه می نمود، بیمار تالاسمی امروز جوانی با زندگی عادی است که در جستجوی کار و طعم زندگی شاداب نیازمند توجه مسئولین و مردم نیکوکار است .

بیائید در 18 اردیبهشت امسال پیمان ببندیم که در راه رسیدن به دو هدف اصلی در خصوص مسئله تالاسمی از هر آنچه در توان داریم بهره گیریم.

 ما را در این راه خطیر تنها نگذارید...

|+| نوشته شده توسط فاطمه(یک تالاسمی) در سه شنبه 3 اردیبهشت1387 ساعت 20:48 |
دل یک تالاسمی ××دست نوشته های من- فاطمه(یک تالاسمی)××

 

به نام تنها مرهم دلهای دردمند

سلام

امروز بعد از مدت ها  دارم می نویسم... خیلی وقته که از خیلی چیزا نگفتم و چیزی ننوشتم... شاید دلیلش مشغله و کارهای روزمره ای باشه که مارو از خیلی چیزا دور می کنه... حتی از بهترین و دوست داشتنی ترین چیزامون...از نوشتن... از گفتن... از دیدن... از حس کردن... از خیلی چیزا... چیزایی که وجود داره و گاهی مجبوریم ساده از کنارشون عبور کنیم...

امروز می خوام از دل یک تالاسمی بنویسم... یکی از پاک ترین و مهربون ترین و.... در عین حال پردرد ترین دلهای دنیا...

آره ... پر درد ترین... دردی که حتی تصورش برای خیلیا غیر قابل تحمله... دردی که یک تالاسمی تموم عمرشو باهاش سپری می کنه و خیلی وقتا حتی جیکشم در نمیاد... دردی که همیشه و در همه حال تنها یار وفادار تالاسمی بوده و هرگز تنهاش نذاشته... دردی که باعث شده امروزه یک تالاسمی به یک کوه استوار تبدیل  بشه و همچون پولاد آب دیده ای باشه که در برابر آماج مداوم مشکلاتی که مثل ضربات سنگین پتک بر سرش کوبیده  میشه، مقاومت می کنه و پایدار تر از همیشه باقی می مونه...

تالاسمی برای خودش دنیای بزرگ و متفاوتی داره... دنیایی گوناگون... ترکیبی از دردها و امیدها...غم ها و شادی ها...شکست ها و پیروزی ها...ترحّم ها و یاری ها...

آره ترحّم...از ترحّم گفتم و باز این زخم کهنه دهن  وا کرد...زخمی که سالهاست بر پیکرۀ تالاسمی نقش بسته و اونو عذاب میده...یه عذاب خیلی سخت... عذابی سخت تر از تحمّل درد تزریق های مداوم خون و سوزش ها و دردهای هر شبۀ  ناشی از تزریق دسفرال ...

هیچ کدام از مشکلات و دردهای جسمانی ای که یک تالاسمی در طول عمرش تحمل می کنه، سخت تر و دردآور تر از تحمل نگاه ترحّم آمیز افرادی که در طول عمر با اونها برخورد می کنه، نیست.

نگاه هایی که تحّمل یک ثانیه از اون برای آدم از هزاران سال هم بیشتره... نگاه هایی که آدم رو خرد می کنه و بهتره بگم له می کنه!

نگاه هایی سنگین و سرد و غیر قابل تحمّل...!

خیلی وحشتناکه... خیلی...!

کاش آدم ها می تونستن درک کنند که تالاسمی نیازی به ترحّم نداره... تالاسمی  نیاز نداره که هرکی می بینتش با یک لحن ترحّم آمیز و عجزآور باهاش حرف بزنه و اونو ضعیف و ناتوان فرض کنه...

کاش می فهمیدن که با این کارشون نه تنها اونو خوشحال نمی کنند بلکه به طور وحشتناکی ناراحتش می کنند...

یه وقتایی آدما فکر می کنند دارند به تالاسمی  امید و قوّت قلب میدن در حالیکه با این کارشون باعث میشن اون از هرچی عالم و آدمه حالش بهم بخوره!... وگاهی اون امید و نیرویی هم که در وجودش هست لگدمال میشه...

 تالاسمی خودش کوه استقامته... کوه صبر و بردباری... کوه عشق... و شاید برای خیلیا قابل باور نباشه که تالاسمی کوه نشاطه! آره نشاط... شادی و نشاطی که تو جمع تالاسمی ها هست تو هیج جمع دیگه ای وجود نداره... حاضرم قسم بخورم که جمع صمیمی و دوستانۀ  تالاسمی هیچ جای دیگه پیدا نمیشه!... شاید باورش سخت باشه اما تا کسی تو این جمع حضور نداشته باشه و از نزدیک شاهد این عشق نباشه، نمی تونه درکش کنه...

چیزهایی که تالاسمی در طول زندگی باهاشون برخورد و باهاشون دست و پنجه نرم کرده، از تالاسمی یه اسوه و نمونه ساخته... اسوه شجاعت و صبر...عشق و بردباری... و به معنای حقیقی کلمه.... انسانیت!

اینارو نگفتم که از تالاسمی تعریف و تمجید کرده باشم... اینارو گفتم تا اگر فراموش شده دوباره یادآوری بشه ...گفتم که اونایی که نمی دونن بدونن.... گفتم تا خود تالاسمی، یادش نره کیه!... یادش نره که خودشه که دنیاشو می سازه... خودشه که ثابت می کنه... و یادش نره حرفایی که می شنوه فقط مثل یه نسیم می مونن که هیچ لرزش و تأثیری بر تنۀ استوار این سرو تنومند ندارند و هرگز... آری هرگز! نمی توانند مانع از رشد و پیشرفت او شوند...

پس ای سروِ سهیِ تنومند!... قد بکش رو به سوی آسمان که آسمان منتظر توست...!

 

|+| نوشته شده توسط فاطمه(یک تالاسمی) در یکشنبه 18 فروردین1387 ساعت 20:26 |
بهار...

 

 

 

آرزو دارم دلت مثل بهار ، پر شود از لحظه هاى ماندگار

زندگي ات خالى از اندوه و غم ، لحظه هاى شادمانى بى شمار

خانه ى قلبت پر از گلهاى ياس ، نغمه خوانِ خانه ى قلبت هزار

باغ احساست پر از گلهاى ناز ، همچو يك قالى پر از نقش و نگار

روزهايت هر يكى بهتر ز قبل ، خوش بود بر كام تو اين روزگار

  فرارسیدن بهار شادمانی و نوروز باستانی  خجسته باد

 

با آرزوی :

۱۲ ماه شادی  ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی ۸۷۶۰ ساعت عشق  ۵۲۵۶۰ دقیقه بركت ۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه دوستی

 

 

اینم یک سری مدل جالب ودیدنی واسه سبزه!

برای مشاهده اینجا کلیک کنید!!!

 

 

|+| نوشته شده توسط فاطمه(یک تالاسمی) در سه شنبه 28 اسفند1386 ساعت 19:6 |
body{cursor:url(http://minos.persiangig.com/Cursors/2.ani);}